برای آموختن موارد مورد بحث نیاز است که دوستان در سطح خوبی از مهارت طراحی Piping  باشند.این سمینار جزو طراحی Basic  از این حوزه است.

همانطور که همگی مستحضر هستید هر پروژه ای طراحی و آماده سازی یک کارخانه یا واحد از سه فاز طراحی مهندسی Engineering ، فاز خرید و تدارکات (Procurement)   و ساخت و راه اندازی Construction)) را در بر می گیرد . فاز طراحی مهندسی خود به دو مرحله اصلی Basic design , Detail design تفکیک می شود .

مرحله تولید نقشه چیدمان و یا جانمای تجهیزات یک کارخانه بعد ازمطالعات وکسب اطلاعات اصلی فرانیدی و تولید مدارک های اولیه Process  شامل Process study & conceptual design  P.F.D   ، main  ٍEquipment list وداشتن اطلاعات محل ونقشه جغرافیای محل پروژه ( تو پوگرافی)  و شرایط آن (Site condition ) و حتی شرایط اقلیمی و فرهنگی منطقه  ونیزالزامات کارفرما در قرارداد نیز لازم وباید مطالعه شود است .جهت طراحی Plot plan  طراحان باید اشراف کامل به اطلاعات فرایندی پروژه داشته باشندو همچنین باید در مورد تجهیزات کارخانه  نیازهای فرایندی ؛ نحوه سرویس و نگهداری و احیانا تعمیرات ، و مواردی که باید در دسترس اپراتورها قرار گیرد داشته باشند . این طراحی بهتر است توسط تیم Piping قرار گیرد.

ولی برخی از مدیران امور مهندسی این طراحی را جزو شرح وظایف واحد فرایند می بینند این اشتباه از آنجا ناشی می شود که در IPS-E-PR-190 که مربوط به  Spacing and layoutمیباشد . ای پی اس در حوزه PR  یاهمان Process دیده است

درحالی که به سه دلیل بهتر است تیم Piping عهده دار این مسئولیت شوند تنها ذکر یک دلیل کافی است و آن اینکه بعد از تولیت این نقشه وظیف Piping است که بین تجهیزات لوله کشی نماید

حال اگر واحد فرایند اینکار را انجام داده باشد ممکن است اشراف به نیازهای لوله کشی را ممکن است نداشته باشد لذا طراحی لوله کشی به مشکل خواهد خورد

تعریف  Plot plan:

نقشه ای است که جانمایی یا چیدمان کلیه موارد زیر در آن آورده خواهد شد

Complete facility with future scope (if any) as per the Project scope is covered in Drawing.

Plant North, True North, wind direction & wind rose (if applicable) are shown. Angle between Plant and True North is shown.

Datum point for plant (relative) co-ordinate system is defined and is located in the S-W corner of the plot (unless a different location is specified in the Project documents).Plant (relative) co-ordinate system is so defined that the co-ordinates within the plot area have positive values. The true geographical co-ordinates (UTM) of the datum point are indicated either at the datum point or in then otes.

Coordinate gridlines are shown, where applicable, along with northing/easting values.

Reference (distances/co-ordinates) with existing facilities is given.

Grade levels for all indicated areas are given and are checked with the Civil grading plan.

Relation of plant grade levels with reference (datum) level (e.g. mean sea level) is indicated.

Security wall/fencing around the plant is shown.

Main gates with security room/guard house are shown.

Separate gates are provided for personnel, trailer tanker & vehicle movement, if applicable.

Separate fencing  is provided for restricted areas, e.g. flare stack, pig launcher/receiver, metering station, etc., if applicable.

Emergency exits and assembly points (muster stations) are shown.

Main roads and secondary roads are located with center line and coordinates/locating dimensions. Road and shoulder widths are checked as per project requirements.

Availability of access to heavy equipment for erection purpose is checked.

Adequate access roads are provided around process units and tank farms.

All units/areas are indicated by the respective area code, name or tag, e.g. UTA, Utility Area, Unit-109, etc.

Distances between units are given.

Minimum distances between equipment/buildings/units as per the applicable codes/Project standards are checked (at least for IF  issue).

Flare stack is located considering the prevailing wind direction in agreement with HSE.

Sterile zone radius is shown for flare stack and no other equipment is located within this zone.

Safety distance/radius is shown for fired heater/hazardous equipment, if applicable.

Corridors for piperacks  (including structures for expansion loops) and sleepers are shown (dimensions, grid nos. not required).

Major storm water drain trenches and major UG corridors (for UG piping, pipelines, cable trenches, etc.) are shown, as applicable.

Equipment list is given in the drawing (unless otherwise decided for the Project). The list includes at least the major equipment and the same equipmenttag nos. are indicated in the drawing.

Equipment and vendor package outlines are shown and their tag nos. are checked with the project Equipment List /PFDs/P&IDs.

Plant buildings/shelters are shown as blocks (outline periphery only – dimensions not required).

Non-plant buildings (Administration, Canteen, Warehouse, etc.) are shown as blocks, as applicable (outline periphery only – dimensions not required).

Dyke walls are shown around tanks (wherever applicable).

Future requirements (e.g. future units/equipment, expansion area etc.) are provided and clearly marked.

کامل ترین Check box  برای یک نقشه Plot plan به شرح بالا است . ممکن است خیلی از موارد بالا برایتان آشنا نباشد که بتدریج در مورد آنها صحبت خواهیم نمود

در نقشه کشی این نقشه به موارد ذیل دقت کنید:

The drawing border conforms to the Project specifications or Company standards, as applicable.

Drafting conventions e.g. font types/sizes, text styles, line types, coordinate/dimension styles, layer structure, etc. are as per the Project specifications or Company CAD standards, as applicable.Drawing title, drawing number and revision number in the title block are as per the TDR.

Electronic file name is indicated at appropriate location on the drawing.

Revision block contains initials of the originator, checker and approver (both Discipline & Project(

Drawing scale is stated in the title block and graphic scale (bar scale) is shown.

The drawing scale conforms to the Project specifications or Company standards, as applicable.

سوالی که غالبا همکاران ار بنده زیاد می پرسند این است که چگونه مهندسین Piping با توجه به عدم اشراف به مثلا نیازهای سیویل ویا دیگر واحدها این نقشه را جانمایی می کنند

جواب: دوحالت در تیم طراحی اتفاق می افتد

1-      اینکه تیم طراحی اتود اولیه  را زده و سپس به بقیه ای واحدهای مهندسی ارسال و کامنت های آنها را اعمال و سپس ریوژن اولیه را تهیه می کند

2-      در حین طراحی این جانمایی از واحدهای دیگر مهندسی ، نمایندهای گروه های دیگر مهندسی در دپاتمان Piping حضور پیدا کرده

3-      و به صورت همزمان نظریات خود را اعلام و با کمک هم وبه سرپرستی تیم پایپینگ کار صورت می گیرد

 

انواع Plot plan:

 - Overal plot plan

 

 

 

این نقشه گاهی نقشه  siteیا نقشه اصلی سایت نامیده میشود. شمامیتوانید در این  نقشه جاده ها و یا مواردی مانند موقعیت کوه ها و یا دریا را با محل سایت ببیند ویا نام ساختمان های اصلی،پارک ها وخیابان ها ی خارج از کارخانه آورده شده اند

-          Key plan

این نقشه Plot plan تقسیم بندی شده غالبا براساس Unit بندی شده ای فرایندی در دیاگرامی به نام B.F.D.(Block Flow Diagram) می باشد. این تقسیم بندی جهت سهولت در ادرس دهی می باشد و از آن پس امکان کار به صورت Areawise بین مهندسان می باشد

البته از لحاظ  مهندسی این رشته Unit,Area,zone,Phase واژگان متفاوت و کاربردهای ویژه خود را دارند که در اینجا مجالی به صحبت در مورد آنها نیست

نقشه Unite plot plan

این نقشه بزرگنمای شده ای هرکدام از یونیت ها در کی پلان می باشد که مهندسین طراح که باید وظیفه لوله کشی یونیت خود را داشته باشند با این نقشه کار می کنند

این نقشه در شرکت های مشاور مهندسی ایرانی به نام Equipment arrangment drawing  بکار می رود

 

 

 

unit plot plan line diagram

این نقشه همان یونیت پلات پلن می باشد ولی با اتود اولیه طراحی Piping  معمولا جهت استخراخ First Bill of material و چک کردن موارد اشتباه اولیه

طراحی Plot plan مهارتی است که غالبا در حوزه شرکت های خارجی هم پیمان در قرارداد می گنجد ، مهارتی است Advance که خوشبختانه فرصتی بود که  این مهارت را بنده  در شرکت خارجی کسب کردم و اطلاعاتی که در اختیارتان قرار می دهم برمبنای تجربیات آن است هرچند که در یال های گذشته در فصلی از کتابم به آن پرداختم ولی اکنون اشراف بیشتری در آن پیدا کردم

تجهیزات کامل با در نظر گرفتن future scope  که طرح آینده پروژه نیز باید در Drawing  ها دیده شود.

شمال کارخانه، شمال واقعی، جهت باد و جهت بین شمال پلنت و شمال واقعی نیز نمایش داده شود نقاط مرجع برای پلنت (نسبی) ، سیستم مختصات تعریف شود و در گوشه ی S-W پلات مشحص شود ( مگر اینکه یک مکان متفاوت در مدارک پروژه قید شود.

 

شمال کارخانه : Plant north

شمال واقعی : True north

سیستم مختصات پلنت طوری تعیین گردد که مختصات در محدوده ی پلات عددی مثبت گردد.

مختصات کامل جغرافیایی (UTM) نفاط مرجع .

خطوط مختصات نمایش داده شود و در جایی که نیاز است مقادیر شمال و غرب نیز نمایش داده شود.

مرجع ( فاصله و مختصات) با تجهیزات موجود داده شود سطح زمین برای همه ی نواحی مطرح شده داده شود و با پلن سطح زمین بخش سیویل چک شود .

رابطه ی سطوح زمین باسطح  نقاط مرجع  ( برای مثال حد نسبی دریا) مشخص شود.

دیوارهای امنیتی / فنس های اطراف پلنت نمایش داده شود .

دروازه های اصلی با اتاق انتظامات نمایش داده شود

درهای متفاوتی برای پرسنل (Normal traffic)حرکت ماشین آلات سنگین و تریلر ها و وسایل نقلیه  (Heavy traffic) در نظر گرفته شود.

برای مناطق محدود شده  مثل استک فلر ، دریافت کننده / ارسال کننده پیگ، ایستگاه های اندازه گیری و ..... فنس جداگانه ای تعبیه شود.

خروج های اظطراری و نقاط مونتاژ (muster stations) نمایش داده شوند.

جاده های اصلی و فرعی با خط محوری و محتصات/ ابعاد مکان نمایش داده شوند. جاده و عرض shoulder  آن باید با نیازمندیهای پروژه چک شود .

در دسترس بودن مسیر برای تجهیزات سنگین برای اهداف erection  باید چک شود

جاده های دسترسی کافی اطراف یونیت های فرایندی و Tank farm باید وجود داشته باشد.

همه ی یونیت ها / area  ها باید با area code  مربوطه، اسم یا tag   مشخص گردند ، برای مثال UTA, Utility Area, Unit-109 و ..... فاصله بین یونیت ها داده شود.

کمترین فاصله بین تجهیزات / ساختمان ها / یونیت ها بر اساس کد مورد استفاده و یا استاندارد پروژه باید چک شود.

استک فلر با در نظر گرفتن جهت باد غالب و با موافقت HSE جانمایی گردد.

شعاع محدوده ی استریل برای استک فلر باید مشخص شود و هیچ تجهیزی در این محدوده نباید قرار گیرد.

در جلسه اول ذکر شد که مدارک و نیازهای پیش فرض های طراحی این نقشه جانمای چیست  ولی در کنار موارد اشاره شده  موارد ذیل در معیارهای طراحی  (Criteria design) نقش مهمی را دارند

•  Process units and capacities.

•  A flow diagram indicating the process flow sequence.

•  Utility requirement.

•  Number of storage tanks and also open storage areas.

•  Raw material / product receipt and dispatch philosophy.

•  Covered storage required.

•  Number of flares (As applicable).

•  Grouping philosophy for utilities.

•  Non-plant building i.e. Administrative block, laboratory, security workshop, parking space, fire station, canteen, etc.

 

معیار ها و مشخصه های بالا همگی با نظر و دستور کارفرما به نسبت ابعاد و یا هزینه ای که برای این کارخانه معین گشته است تغیر خواهد کرد

مورد بعدی که معمولا از قبل معمولا مشخص شده که برگرفته از مطالعات امکان سنجی (Feasibilty studyمی باشد مکان پروژه است که توسط کارفرما معین شده ولی ذکر نکات ذیل جهت انتخاب صحیح مکان احداث کارخانه به کارفرمایان خالی از لطف نیست  :

 

Site location, map and area topography, geological and meteorological data.

 •  Environment condition relative to adjacent properties: proximity to railway, road, airport.

•  Soil conditions, prevailing wind direction.

•  Source of water supply and the supply point with respect to the plot.

•  Electric supply point with respect to the plot.

•  Effluent disposal point and other drainages.

•  Material transportation-railway entry point approach roads barge or ship dock etc.

•  Geographical factors: wind direction, temperature, rain, frequent thunderstorm and earthquake susceptible areas

 

قوانین کلی که باید در این طراحی به آنها کاملا دقت کرد معطوف به موارد ذیل است

1-Maximum safety

بایدتمامي اصول ايمني  (Safety)  کاملا رعايت شده باشد.مثلا فواصل ایمنی بین تجهیزات که نزدیکی انها به هم باعث خطر انفجار خواهد شد ، و یا تعیین شعاع های ایمنی جهت موارد خطر آفرین Hazardous radius

2-Cost optimization

بهینه بودن هزینه های اقتصادي  ، مثلا با کم کردن فواصل بین تجهیزات و با Piperack به منظور کم کردن هزینه لوله کشی و یا کابل های برق و یا ابزار دقیق

3-Maintenance ability

یعنی با قرار دادن تجهیزات در مکان های که دسترسی مناسب جهت سهولت تعمیرات باشد مثلا گذاشتن Fire heater  در منطقه ای که به راحتی یک جرثقیل به تواند جهت در آوردن دودکش به آن نزدیک شود

4-Operation and access space

یعنی داشتن نواحی مناسب جهت رسیدن اپراتورها به تجهیز جهت عملیات لازم آن تجهیز مثلا ناحیه که به راحتی نردبان برای بالا رفتن بهر بردار و ایستادن بر روی سکو بر آن به منظور باز و بسته کردن شیر داشته باشد

 

 

5-Construction ability

امکان اینستال و نصب تحهیز در هنگام  مرحله ساخت باشددر بسیاری از پروژه ها که به صورت پکیج  های چند طبقه ساخته می شوند این امکان گاها به سختی ایجاد می شود

6-Process facility

این مورد بسیار کمک خواهد کرد در آینده و هنگام بهر بردای برای فرایند تولید مثلا لول بندی زمین برای ایجاد جریان های که با کمک جاذبه زمین(flow gravity) حرکت می کنند به منظور حذف تجهیزات جانبی به مانند پمپ و کمپرسور

 

7-Future Expansion

امکان توسعه و یا طرح های توسعه در اینده یعنی درصدی از طراحی کنونی خالی به منظور پیش بینی امکان توسعه در اینده

 

 جلسه سوم

 

 

سمینار طراحی PLOT PLAN

ارائه دهنده : دکتر علیرضا قندچی

با سلام و عرض ادب واحترام

وارزوي قبولي طاعات وعبادات . با توجه به فرمایشات شما که جای مشخصی وطبقه بندی شده سمینارها و پرسش و پاسخ ها در دسترس باشد ، کانالی همکاران شما راه اندازی کردن و این موارد را منظم در آنجا قرار دادند . قصد مان این است که مطالبی که منحصرا با زحمات این مجموعه تهیه و ارائه شده را داشته باشیم و حاصل تجربیات خودمان در طی این سال ها باشد. مسیر زندگی من یاد گرفتن و وانگیزه ان یاد دادن است ولا غیر.

 جلسه سوم طراحي Plot planرواغاز ميكنم

دردوجلسه قبل   به سرفصل های ذیل پرداختیم:

-اهمیت و نقش نقشه جانمایی کارخانه و زمان طراحی آن 

-تعریف انواع Plot plan

-الزامات عمومی  و بنیادی در طراحی این نقشه جانمایی 

و به شرح ذیل رئوس و سرفصل های آموزش طراحی  Plot plan  را دنبال خواهیم کرد.

ابتدا درمورد موارد ذیل نکات و دستورالعمل های را خواهیم گفت

·        Plant Security and borders

·        Gates

·        Roads and access ways

·        Buildings

که گمانم در جلسه امروز به اتمام برسد.

سپس به طراحی  چیدمان کلی و نحوه ناحیه بندی  خواهیم پرداخت که در ان ابتدا کارخانه را به ناحیه صنعتی و غیر صنعنی ارایش خواهیم داد و ابتدا الزامات چیدمان ناحیه غیر صتعتی و بعد ازآن در ناحیه صنعتی به بحث مفصلی خواهیم پرداخت تحت سرفصل های ذیل :

-How to do a  plant layout

-Main Pipe ways routing   (Sleeper & Pipe rack)

-General arrangement Requirement

-Equipment spacing and safety requirements

-Equipment foundation & Underground requirements

-Equipment maintenance and access requirements

-Equipment firefighting system requirements

-Economical design

-Piping routing study

 

بعد از پرداختن به موارد ذکر شده که مسیر وروش طراحی است باید در مورد چیدمان و جانمای و نکات   هرکدام از تجهیزات براساس نیازهای خاص خود به تفکیک صحبت کنیم

-االزامات قرارگیری Towers

-الزامات قرارگیری Fire equipment

-الزامات قرارگیری مبدل های حرارتی

-الزامات قرارگیری  انواع مخازن

-الزامات قرارگیری پمپ ها و کمپرسورها

-الزامات قرارگیری Flare stack & Burn pit

-الزامات قراگیری  Control room

آنچه که ذهنم را درگیر خود کرده این است که آیا پرداختن به تمام موارد جزئی  سرفصل های ذکر شده  خارج از حوصله ی دوستان نباشد .

من روال سمینار امروز را طبق سرفصل گفته شده ادامه خواهم داد ولی خواهشمندم در رای گیری که  بعد از سمینارخواهم گذاشت در مورد اینکه آیا دوستان علاقمند به یادگیری جزئیات کامل این طراحی هستند یا ترجیح می دهند جایگزین این مطالب موارد دیگری به مانند طراحی لوله کشی چه اصول وقواعد کلی آن ویا   نحوه طراحی لوله کشی اطراف تجهیزات  و... شرکت کنند

نحوه مرزبندي امنیتی  از طريق ايجاد ديوار(wall)   يا توري(Fencing) :

همه واحدهای موجود درکارخانه ها بايد در داخل يک توري حفاظتي (Security Fence) قرارگیرند .

حداقل فاصله بين توری ها و مرز واحدها بايد 20 متر و حداقل فاصله بين فنس ها تا تجهيزات بايد 30 متر در نظر گرفته شود.

در خصوص واحدهاي ويژه مانند واحد ذخيره مواد قابل اشتعال، بخار فراگير و مواد سمي، حداقل فاصله مرزهاي کارخانه تا مراکز انساني نظير محل هاي بومي، ادارات و مهمانسراها بايد حداقل 60 متر باشد.

در جاهای  از مرز بین داخل و خارج کارخانه که لوکس دیداری کافی  داشته باشد باید برجکهای دیده بانی یا Watching tower  به منظور نگهبانی تعبیه شود .

در اطراف واحدهای که امکان انفجار را دارند دیواری به اندازه هشتاد سانت تعبیه شود تادر هنگام حادثه در صورت خوابیدن پرسنل بر روی زمین از اسیب در امان باشند.

درها  (Gates)  :

درها به دودسته جهت عبور پرسنل  Normall traffic و وسایل نقلیه  Heavy trafficتقسیم می شوند که این دودر حتی المقدور باید از هم تفکیک و دور از هم باشندچراکه نحوه کنترل و بازرسی ورود وخروج این دو باهم متفاوت هستند. سايز استاندارد درهاي استفاده شده در يک کارخانه به صورت زير است:

درهاي عبور پرسنل  يک در (Single Swing)  پهناي 2/1 متر 

درهاي عبور وسايل نقليه  دو در (Double Swing)  پهناي 8/4 متر

درها بايد طوري طراحي شوند که داراي چارچوب  محکمي باشند و در حالت باز بودن، حداقل خمش در آنها ايجاد شود. علاوه بر اين، درها بايد داراي لولاهاي مخصوص کار سنگين باشند که بتوان آنها را به اندازه 180 درجه و يا 90 درجه در هر جهت نسبت به حالت بسته چرخاند. همچنين درها بايد مجهز به drop bolts، صفحات ضرب گير و نيز تجهيزات قفل کردن باشند.

جاده‌ها، راه‌هاي دسترسي و پياده روها  Roads and acces ways and walk way :

دسترسي اصلي به اكثر واحدهاي فرآيندي جهت نگهداري و ايمني، توسط جاده‌هاصورت مي‌گيرد. به طور ايده آل، واحدها بايد به فاصله (15 متر) از خط مركزي جاده‌هاي اصلی  plant اصلي قرار گيرد. اين امر فضاي كافي براي تخليه جوي ها و امكانات آتش نشاني را در اختيار مي‌گذارد

و مانع مسدود شدن جاده‌ها، مثلا در زمان خارج كردن تیوب های مبدل هاي حرارتي مي‌گردد. به منظور دسترسي به آيتم‌هايي كه نياز به سرويس دارند يا وسايلي كه نياز به جابجايي جهت تعمير در خارج سايت دارند، مسيرهاي دسترسي (accees way) راه¬هاي كمكي بايد در داخل واحد تعبيه گردند و فاصله مناسب طبق مشخصات پروژه در جاده‌ها و مسيرهاي دسترسي به منظور جابجايي تجهيزات در نظر گرفته شود. طبق در خواست اغلب كارفرمايان زمين تجهيزات، زمين زير بستر لوله (Pipe rack) و

زمين هاي اطراف ساختمان ها به منظور نظافت توسط بتن پوشانده مي‌شود.

نمونه ای از جاده ها در کارخانه

 

 

در خصوص جاده ها و راههاي دسترسي، الزامات زير بايد در نظر گرفته شود:

جاده ها و راه هاي دسترسي بايد طوري باشند که موجبات سهولت عبور و مرور تجهيزات سيار را در طول مراحل ساخت، زمان تعميرات و نگهداري و اطفاء حريق و نيز فرار اضطراري در زمان آتش سوزي فراهم آورند.

اگر در مدارک و مشخصات پروژه مواردي خاص براي جاده ها و راه ها در نظر گرفته شده است اين موارد باید با دستورالعمل مهندسین عمران در حوزه جاده ها وطراحي هندسي جاده ها" مطابقت داشته باشد.

لبه جاده هاي دسترسي بايد حداقل در فاصله 3 متري از تجهيزات فرآيندي باشد تا از تصادم و برخورد وسايل نقليه با تجهيزات جلوگيري شود.

راه‌هاي دسترسي در داخل يک کارخانه بايد به منظور تعميرات و نگهداري، موارد اضطراري و نيز براي اطفاء حريق در زمان آتش سوزي تعبيه شوند. سيستم لوله کشي بايد طوري کار گذاشته شود که مانع عبور و مرور تجهيزات سيار و متحرک نباشد.

حداقل پهناي راه هاي دسترسي در يک کارخانه به صورت زير است:

راه هاي دسترسي به وسايل نقليه در داخل واحدها  4 متر

راه هاي دسترسي پرسنل و پياده روهاي مرتفع   2/1 متر

پلکان ها (Stairways) و سکوها (Platforms)  8/0 متر

پياده روها در محوطه مخازن     6/0 متر

راه‌هاي دسترسي‌در‌اطراف‌ تجهيزات‌ جهت‌ تعميرات‌ و ‌نگهداري    1  متر

حداقل فاصله بالاسري براي راه هاي دسترسي  یعنی ارتفاع مجازی که وسایل نقلیه می توانند بار بزنند به صورت زير است:

8/6 متر  بالاي راه آهن و يا جاده اصلي

6 متر  بالاي جاده هاي دسترسي جهت عبور و مرور کاميون هاي سنگين

4 متر  جهت عبور و مرور انواع کاميون ها

1/2 متر  جهت عبور و مرور پرسنل

7/2 متر  بالاي راه هاي دسترسي به جرثقيل ها

Buildings ساختمان ها :

يکي از اصول مربوط به طراحي Plot plan طراحي بر اساس تقسيم کلی یک کارخانه به ناحیه های غیرصنعتی و صنعتی  می باشد 

که در ناحیه های غیر صنعتی ساختمان های غیر صتنعتی نظیر ساختمان هاي اداري، ساختمان هاي مسکوني، انبارها، پارکینگ ها، رستوران ها و بيمارستان ها هستند. اين ساختمان ها و نواحي به دليل احتياج به حفاظت بيشتر پرسنل از خطرات مربوط به آتش سوزي و انفجارها، بايد در فاصله مناسب و کافي نسبت به تسهيلات پرخطر جانمايي شوند.

- ساختمان هاي خدماتي بايد نزديک به ورودي کارخانه و به گونه اي ساخته شوند که دسترسي به جاده عمومي و بزرگراه آسان باشد.

در ناحیه صنعتی ساختمان های صنعتی به مانند  ساختمان هايي كه تجهيزات در آنها قرار دارند (مانند ساختمان هاي كمپرسور)، اتاق هاي كنترل، پست هاي فرعي برق (substation ها) و سرپناه اپراتورها، کلیه تجهیزات شامل برج ها ـ مخازن ـ پمپها ـ کمپرسورها و نظیر اینها در واحد های صنعتی  قرار گيرند. 

همه ساختمان های غیر صنعتی، مانند ساختمان هاي اداري، رستوران ها، درمانگاه ها و... بايد در بيرون از مرز نواحي صنعتی قرار گیرند. 

اتاق هاي كنترل و پست هاي فرعي برق substation ها معمولاً در گوشه واحد نزديك جاده plant و به فاصله (15000 ميلي متر) 50ft از تجهيزات در حال كار قرار داده مي‌شوند و اتاق هاي آناليز و سرپناه اپراتورها بايد نزديك تجهيزات مورد نظر قرار گيرند

حداقل فاصله بين ساختمان هاي اداري تا شروع ناحيه اصلي صنعتی50 متر مي باشد که از بين ساختمان هاي مربوط به ناحيه اصلي فرآيندي، اتاق کنترل به منظور دسترسی آسان در نزديک ترين موقعيت نسبت به ساختمان هاي اداري قرار داده مي شود. همانطور که در قبل گفتیم نواحی صنعتی از لحاظ عملکرد فرایندی به دو دسته فرایندهای اصلی و جانبی تقسیم می شوند.

امیدوارم از موارد گفته شده استفاده برده باشید

پایان جلسه سوم

 

 

جلسه چهارم

 

سمینار طراحیPLOT PLAN

ارائه دهنده : دکتر علیرضا قندچی

با سلام و عرض ادب و ارزوی قبولی طاعات روزه داران عزیز

شروع جلسه چهارم Plot plan design

همانطور که در جلسه سوم گفتیم يکي از اصول مربوط به طراحي Plot plan طراحي بر اساس تقسيم کلی یک کارخانه به ناحیه های غیرصنعتی و صنعتی  می باشد که این دوناحیه باید با یک فاصله ای جلوگیری از خطر که حداقل 50 متر می باشد تفکیک شوند . در جلسه قبل در مورد ساختمان های که در  ناحیه غیر صنعتی قرار می گیرند گفتیم

حال برچه اساسی این دوناحیه را جانمایی کنیم

1-  الزام پدافند غیرعامل ( نواحی حساس مانند Towers در هنگام جنگ در دسترس راحت جهت تخریب نباشد)

2-  الزام موارد ایمنی (قرارگرفتن ناحیه غیر صنعتی در جهت رو به بادغالب منطقه وقرار نگرفتن نواحی حادثه ساز نظیر انفجار)

3-  الزامات موارد Offsite شامل محل جاده ، کوه ، دریا

4- الزامات شرایط اقلیمی یعنی  اگر محل زندگی و همان محل های قرار گرفتن شهر یا بخش در کدام سمت کارخانه است

توضیح مورد شماره 2 : باد غالب بادی می باشد که در اکثر فصول سال از سمت مشخصی می وزد و این باد در روند جابجايي آتش احتمالی، گازهای سمی و بخارات موثر است، بنابراين يکي از مواردي که بايد در زمان طراحي در نظر گرفته شود، جهت باد غالب در محل کارخانه مي باشد. طبق کدهاي استانداردهای نظیر NFPA و دیگر استانداردها  براي ساختمان هاي مختلف در کارخانه درجه هاي ايمني مختلفي تعريف مي شود که در ترتيب چيدمان آنها بايد به جهت باد غالب توجه ويژه گردد.

بر اساس جهت باد غالب ترتيب و اولويت قرارگيري ساختمانها و واحدهاي مختلف به صورت زير است:

1-   ناحیه های غيرصنعتي 

2-   نواحی صنعتی ـ ناحيه تولید فرآيندهایي اصلي 

3-   نواحی صنعتی ـ ناحيه تولید فرآيندهاي جانبي 

4-   فلر (flare) ـ محل هاي سوزاندن گازهاي زائد

بعد از این تفکیک در ناحیه غیر صنعتی محل درب تردد پرسنل (Normal traffic) نزدیک به جاده ای بیرونی ومحل پارکینک مهمان خارج از درب وسپس مسیر جاده  Main road که باید به موازات دیوار اصلی و به صورت مسیر بسته باشدوهمینطور محل درب تردد کامیون های حمل و نقل Truck  که به این درب Heavy traffic gate گویند.

نحوه چیدمان ساختمان های غیر صنعتی براساس NFPA 251  وهمینطور IRI (Industrial Risk Insurance ) می باشد. فاصله گذاري بين ساختمانها بر اساس استاندارد انجمن بيمه نفت (Oil Insurance Association-OIA)

 

فواصل ساختمان ها

ناحیه ای صنعتی :

در چیدمان و جانمایی  تجهیزات و ساختمان ها و حتی جاده ای ناحیه صنعتی به ترتیب الویت های زیر اقدام خواهیم کرد:

1-  محل های ورودی خوراک Feed و خروجی محصول Product  که این دو محل براساس الگو ونوع کارخانه کارفرما مشخص می کند به نقطه ورود Tie –in و نقطه خروج محصول Tie –out می گویند. 

2-  نکته مهم این است که قبل از چیدمان Unit  ها و یا تجهیزات اصلی باید مسیر Main Pipe ways  که مشخص شود که امشب به این موضوع خواهیم پرداخت.

3-  تقسيم بندي Unitها براساس درجه ايمني (Safety zones)

4-  تقسیم بندی Unit ها براساس  الزامات فرآيندي

5-  تقسیم بندی Unit ها براساس الزامات نیازهای مصرف برق

 

نمونه ای از چیدمان یک کارخانه

همانطور که در روند نحوه چیدمان ناحیه صنعتی عنوان کردیم بعد از مشخص شدن محل های ورودی خوراک و خروجی محصول باید مسیر   Main pipe ways مشخص که همگام آن و به موازات آن  چیدمان واحدها براساس نیازهای ایمنی وفرایندی و مصرف برق صورت پذیرد.

حال به نکات طراحی این مورد اخیر خواهیم پرداخت:

Main pipe ways:

عموما، اكثر آرايش هاي افقي همراه با يك سيستم Main Pipe way یا همان بستر لوله ها طراحي مي شوند كه اين Main Pipe way نقش شاهراه اصلي را براي تأمين ارتباطات فرآيندي واحد، خطوط تغذيه، لوله‌كشي تأسيساتي و كابل هاي برق و ابزار دقيق را ايفا مي‌كند.

بستر لوله ها به دو نوع کلی Pipe rack و یا Sleeper (خواباندن) مورد استفاده قرار می گیرند

Pipe rack

 سازه ای است فلزی یا بتنی که برروی آن لوله ها و کابل ها قرارداده می شوند

Sleeper

 در صورتی که لوله ها بر روی زمین قرار گیرند و با تکیه گاه ها حمایت شوند را می گویند.

Pipe rack

سازه‌اي است كه مي‌تواند به صورت يك يا چند طبقه ساخته شود. البته کارفرماهاي پروژه ها تمايل به داشتن سازه هاي بتني دارند، زيرا بتن در برابر آتش سوزي مقاومت بالايي دارد ولي با توجه به اين که ساخت سازه بتني زمان بر خواهد بود، غالبا در طراحي Pipe rack قسمت پاييني سازه از بتن مسلح (جهت تقويت مقاومت کششي) ساخته مي شود که ارتفاع اين بخش در SPEC پروژه بيان مي شود. بخش‌هاي Pipe rack معمولا در دهانه های به طول  6، 9و12 متري واقع مي‌گردند. پهناي Pipe rack بر اساس فاكتورهايي چون مقدار لوله‌ها و كابل ها در مسير اصلي Pipe rack (با در نظر گرفتن فاصله مورد نياز براي توسعه در آينده)، تجهيزات و مسير دسترسي واقع شده در زير Pipe rack، يا تجهيزات قرار گرفته در بالاي Pipe rack (اگر موجود باشد) محاسبه مي‌گردد. نهايتا طرحي انتخاب  مي شود كه اقتصادي‌تر باشد.

 

 

نمونه ای از Pipe rack سه طبقه

نکات طراحی Piperack

1-   معمولاً، بستر لوله نوع Pipe rack براي واحدهاي فرآيندي و Sleeperها براي تسهيلات Offsite مورد استفاده قرار مي گيرند.

2-   بسترهاي لوله در يک راستا بايد داراي ارتفاع ثابت باشند. براي تغيير جهت در بستر لوله حتماً تغيير ارتفاع هم بايد لحاظ شود.

3-  اصولا بسترهاي لوله يک طبقه داراي ارجحيت هستند، ولي در صورتي که نياز به طبقات بيشتري باشد، فاصله بين طبقات در يک جهت نبايد کمتر از 1.25  متر باشد.

4-  حداقل فاصله بين  پشت لوله ها بروی بسترلوله ها 25 میلی متر می باشد.

 حداکثر پهناي بستر لوله 12 متر است که اگر به پهناي بزرگتر از 12 متر نياز باشد، بايد بستر لوله به صورت 2 طبقه طراحي شود. البته پهناي واقعي معادل110درصد پهناي طراحي شده و يا 1 متر بزرگتر از پهناي طراحي شده است. در مواردي که قرار است Air Cooler در قسمت بالاي بستر لوله نصب شوند، پهناي بستر لوله بايد بر اساس طول Air Cooler بررسي شود

5-  در بستر لوله بايد از دور زدن در يک سطح جلوگيري شود و براي تغييرات جهت، ارتفاع نيز تغيير کند.

6-   بايد فضاي وسيعي براي خطوط ابزار دقيق و کانال هاي الکتريکي وجود داشته باشد. معمولا فضايي معادل 25 درصد براي خطوط ابزار دقيق آينده و کانال هاي الکتريکي در نظر گرفته مي شود.

7-   حدود20 درصد فضاي اضافي روي بستر لوله براي نیاز های  لوله کشي در آينده در نظر گرفته مي شود. فضاي ذکر شده در همه طبقات و در تمام طول بستر لوله در نظر گرفته مي شود. پهناي اختصاص داده شده را مي توان در صورت نياز به حداکثر دو قسمت تقسيم کرد.

8-يک فضاي باز با ارتفاع و پهناي 4 متر در زير بستر لوله اصلي براي دسترسي و تعميرات و نگهداري اختصاص داده مي شود.

9- بستر لوله واقع در خارج از نواحي فرآيندي بايد 5 متر بالاتر از جاده ماشین رو اصلي قرار گیرد.

10-نوع چيدمان و طراحي بستر لوله، به تعداد واحدهاي فرآيندي موجود در کارخانه و پيچيدگي فرآيند بستگي دارد، انواع چيدمان بستر لوله عبارتند از:

1-"بستر لوله ساده"، براي واحدهاي فرآيندي کوچک که شامل 2 و يا 3 واحد فرآيندي هستند، مناسب است. اين نوع چيدمان در اين حالت اقتصادي است و فضاي کمي را در بر مي گيرد

 

 

مدل یک 

2-"بستر لوله شانه¬اي" نشان داده شده در شکل زیربراي واحدهاي فرآيندي پيچيده تر که شامل3 و يا تعداد بيشتري واحدهاي فرآيندي هستند، پيشنهاد مي شود. در مواردي که واحدهاي فرآيندي پيچيده تر هستند، استفاده از بسترهاي لوله ساده مناسب نيست، زيرا خطوط جانبي و فلر هم روي بستر لوله عمومي قرار داده مي شوند و تعميرات و نگهداري جداگانه فرآيندهاي مختلف و مديريت جانبي در موارد معمول هم مشکل خواهد بود.

 

مدل 2

3-"بستر لوله شانه اي دوتايي" نشان داده شده در شکل زیر ، مدل توسعه يافته بستر لوله شانه اي است که در مواقعي مورد استفاده قرار مي گيرد که واحدهاي فرآيندي داراي پيچيدگي بيشتر و در مقياس بزرگتري هستند مثلاً در مواردي که 5 تا 10 واحد فرآيندي در کارخانه قرار دارند.

 

مدل 3

4-"نوع U شکل"  در مواردي پيشنهاد مي شود که تعميرات و نگهداري واحدهاي مختلف در حالت هاي پيچيده تر را نمي توان به صورت جداگانه انجام داد. اين نوع از بستر لوله را مي توان مدل توسعه يافته بستر لوله ساده در نظر گرفت. در اين نوع از چيدمان، حتي چند واحد فرآيندي پيچيده هم به صورت يک واحد فرآيندي در نظر گرفته مي شود.

 

 

مدل 4

امیدوارم مطالب این جلسه مفید و موثر در ابادانی ایرانی پرشکوه باشد

موفق باشید و سربلند

پایان جلسه چهارم

 

 جلسه پنجم

 

 

آغاز جلسه پنجم از طراحی Plot Plan

همانطور که در جلسه قبل گفته شد . کارخانه به دوناحیه صنعتی و غیر صنعتی تقسیم می شود و در ناحیه صنعتی براساس محل های قرارگیری ورودی و خروجی خورام و محصول وهمینطور آرایش و مسیرهای Main pipe way  جانمایی انجام می شود.

امشب در مورد الزامات دیگر در مورد چیدمان تجهیزات صحبت خواهیم کرد.

چیدمان واحدها Unit ها براساس الگوی روند حرکت و یا توالی فرایندی که از B.F.D. (Block flow diagram)  و سپس به P.F.D (Process Flow Diagram) که در مرحله Basic  تثیبت شده است انجام می شود یعنی همان مسیر حرکت فرایند به صورت هندسی برروی موقعیت نقشه جغرافیای محل سایت شکل می گیرد

حال برای این چیدمان این واحدها الزامات نظیر الزامات فرایند که الان ذکر شد به همراه الزامات ایمنی و اقتصادی  و... اهمیت دارند که به آنها خواهیم پرداخت

الزامات ايمني

براساس استاندارد (IPS- E-EL-110, 3.1~3.4) الزامات ایمنی نواحی را براساس ذیل تقسیم بندی کرده است :

اتمسفر گازي قابل انفجار: اين اتمسفر به صورت مخلوطي از هوا همراه با ذرات قابل انفجار به صورت گاز، بخار و يا غبار است که در صورت بروز جرقه در محيط باعث انتشار احتراق خواهد شد.

ناحيه پرخطر (Hazardous Area): در اين ناحيه عموماً اتمسفر گازي قابل انفجار حضور دارد و يا احتمال حضور آن بالا است، بنابراين بايد پيشگيري و احتياط خاصي در خصوص ساخت، نصب و استفاده از لوازم و تجهيزات الکتريکي مد نظر قرار گيرد.

ناحيه بي خطر (Non Hazardous Area): در اين ناحيه اتمسفر گازي به گونه¬اي نيست که نياز به پيشگيري و احتياط خاصي براي ساخت، نصب و استفاده از لوازم الکتريکي باشد.

ولی براساس استاندارد ایمنی N.F,P.A. ( National Fire Protection Association)وهمینطور استاندارد IPS

واحدها براساس الزامات یا طبقه بندی ایمنی به صورت ذیل تقسیم می شود:

دسته بندي نواحي: نواحي پرخطر بر اساس فراواني حضور و يا مدت زمان حضور اتمسفر گازي قابل انفجار به سه دسته زير تقسيم بندي مي شود:

Zone 0:

 در اين منطقه، اتمسفر گازي قابل انفجار به صورت مداوم و پيوسته وجود دارد و يا اين که در صورت بروز براي مدت زمان طولاني حضور خواهد داشت

Zone 1:

 در اين منطقه احتمال ايجاد اتمسفر گازي قابل انفجار در شرايط کاري نرمال وجود دارد.

Zone 2:

 در اين منطقه احتمال ايجاد اتمسفر گازي قابل انفجار در شرايط کاري نرمال ضعيف تر است و حتي در صورتي که اين اتفاق رخ دهد براي مدت زمان کوتاهي وجود خواهد داشت.

و نواحی Unit های که  در هیچکدام از این سه Zone قرار نگیرند نیاز خاصی به تامین و تمهید نیازهای اطفا حریقی ندارند

حال اگر واحدی از نوع Zone 0 بود باید نزدیک به جاده های دسترسی ماشین های آتش نشانی ، فواصل ایمنی که در جلوتر خواهیم گفت و همچنین نوع تجهیزات Explosion Proof  باشند و شیب بندی زمین ها طوری باشد که سیال قابل اشتعال به سمت محل مشخصی حرکت وسپس در اطراف آن ناحیه Hydrant های  آتش نشانی و همینطور پمپاژ این سرویس ها از پایین و ... باید دیده شود.

الزامات فرآيندي :

ناحیه صنعتی  از لحاظ فرایندی به دو ناحیه ای فرآیندهای اصلی و جانبی تقسیم می شود:

ناحيه تولید فرآيندهایي اصلي 

در اين ناحيه همه تجهيزات اصلي فرآيندي قرار دارند و فرآيندهاي اصلي توليد محصول نهايي در واحدهای این ناحیه قرار می گیرند.

نواحي فرآيندهاي جانبي:

ناحيه فرآيندهايواحدهای جانبي شامل تجهيزاتي است که وظيفه شارژ و تخليه از واحد های فرایند اصلی را بر عهده دارند. در يک کارخانه با توجه مسير باد غالب، ناحيه فرآيندي جانبي بعد از ناحيه فرآيندي اصلي تعبيه مي شود.

از جمله تجهيزات و سيستم هايي که در ناحيه فرآيندي جانبي قرار دارند عبارتند از:

 1-   برج هاي خنک کننده

2-   محل هاي سوزاندن گازهاي زائد (فلر)

3-   محل هاي سوزاندن مايعات زائد (Burn Pit)

4-   ناحيه پکيج هاي نيتروژن (Nitrogen Package Area)

5-   ژنراتورهاي برق (Power Generator)

6-   محوطه مخازن نگهداری (Tank Farm)

7-   سيلوها

8-   ناحيه بارگيري و تخليه بار

9-   سيستم منبع توليد بخار

10- ناحيه توليد هواي فشرده (Air Compressor)

11- ايستگاه هاي فرعي مانند ايستگاه هاي UPS

نواحي فرآيندي در يک کارخانه اعم از نواحي فرآيندي اصلي، نواحي ذخيره، نواحي فرآيندي جانبي، ساختمان هاي اداري و خدماتي و ديگر نواحي موارد بر اساس نکات ذیل انجام می شود:

-          نواحي ذخيره بايد در دورترين نقطه نسبت به ساختمان هاي اداري و مسکوني و در نزديکي نواحي فرآيندي قرار گيرند

-          به منظور سهولت تامين مواد جانبي، نواحي فرآيندي جانبي بايد در کنار نواحي فرآيندي اصلي قرار داده شوند.

-          نواحي بارگيري و تخليه (خروجی محصول تولید شده) بايد در يک گوشه سايت و با امکان اتصال مستقيم به جاده عمومي براي عبور و مرور داخلي قرار گيرند. براي حمل و نقل هاي دريايي، اين نواحي بايد در کنار دريا و يا رودخانه محل سايت قرار گيرند. به منظور حفاظت جان کارکنان و پرسنل حاضر در سايت از خطرات احتمالي، ساختمان‌هاي اداري و خدماتي بايد در يک منطقه ايمن قرار داده شوند. ترجيحا ناحيه فوق الذکر بايد نزديک به درب اصلي و در مجاورت جاده اصلي در نظر گرفته شود.

-           فلر و Burn Pit بايد در انتهاي سايت و با فاصله اي مناسب ایمنی از بقيه تجهيزات تعبيه شوند.

-          واحدهاي عملياتي آب فاضلاب بايد نزديک به پايين ترين نقطه (از لحاظ ارتفاع) سايت تعبيه شوند تا فاضلاب خارج شده از همه واحدهاي فرآيندي به سمت اين منطقه سرازير شده و جمع آوري شود.

-          واحدهاي فرآيندي که به تغذيه احتياج دارند بايد در نزديک ترين نقطه نسبت به مخازن ذخيره مربوطه قرار گيرند تا به اين ترتيب طول خط تغذيه به حداقل برسد.

-          نواحي فرآيندي که از آنها محصولي خارج مي شود بايد در نزديکي مخازن نگهداري محصول قرار داده شوند تا طول خطوط خروج محصول به حداقل برسد.

-          واحدهاي فرآيندي که به ميزان بيشتري از محصولات واحدهاي فرآيندي جانبي نياز دارند، بايد تا حد امکان در مجاورت واحدهاي فرآيندي جانبي تعبيه شوند.

-           باآرزوی موفقیت و امیدی به ساختن ایران آباد و مهندسی توسط شما عزیزان

 

پایان جلسه پنجم

 

جلسه ششم

 

 جلسات قبل در مرد تعاریف اولیه و همچنین اصول و قاعده چیدمان قبل گفته شد .نحوه چیدمان و مسیرهای حرکت Main pipe wayوهمینطور الزاماتی در مورد چیدمان کلی و محل های قرارگیری واحدها.

امشب در مورد نکات والزامات مشخصا درمورد چیدمان تجهیزات صحبت خواهیم کرد.

که شامل سرفصل های ذیل است:

ناحیه بندی در تجهیزات:

فواصل بین تجهیزات:

الزامات و نکات اقتصادي:

محدوديت هاي جانمايي كارخانه:

برآورده ساختن نيازهاي فرآيندی تجهیزات:

عملكرد مشترك:

استفاده از چیدمان طبقاتی در طراحی:

سايزهای مختلف تجهيزات:

امكانات زيرزميني:

شرايط آب و هوايي:

و در جلسات بعدی در مورد تجهیزات مشخصی به مانن پمپ ها و مبدل های حرارتی و... در کجای پروژه و نکات مورد نیازشان خواهیم گفت.

همانطور که گفته شد،چیدمان واحدها Unit ها براساس الگوی روند حرکت و یا توالی فرایندی که از B.F.D. (Block flow diagram)  و سپس به P.F.D (Process Flow Diagram) که در مرحله Basic  تثیبت شده است انجام می شود یعنی همان مسیر حرکت فرایند به صورت هندسی برروی موقعیت نقشه جغرافیای محل سایت شکل می گیرد

موقعيت تجهيزات (Equipment location):

هر تجهیزی را باید به سه ناحیه تفکیک کرد :

Piping side

Access Side

Maintenance Side

در ناحیه که به نام Piping side نامیده شد ناحیه ای است که نازل های لوله کشی در این ناحیه قرار می گیرند  . این ناحیه باید رو بهPiperack باشد

در ناحیه Access  نازل های ابزار دقیق Ladder & Platform & stair قرار دارند

در ناحیه Maintenance از تجهیزات ، نازل های Man hole و Hand hole و امکانات دسترسی تعمیراتی می باشند.

همانطور که گفته شد در طراحی جانمایی Plant همزمان مسیرهای بستر لوله ها Piperack or sleeper انجام میشود لذا جلوی تجهیزات ناحیه Piping چ را که ارتباط لوله کشی بین تجهیزات از طریق مثلا Pipe rack ودر پشت تجهیز ناحیه تعمیرات می باشد که جاده های دسترسی قرار داده می شوند.

 

و در جلسات بعدی در مورد تجهیزات مشخصی به مانن پمپ ها و مبدل های حرارتی و... در کجای پروژه و نکات مورد نیازشان خواهیم گفت.

نکات و الزامات  اقتصادي:

عمده‌ترين قسمت لوله‌كشي در اكثر واحدهاي پروسس مربوط به ارتباط تجهيزات و مسائل كنترلي بين آنها است. براي به حداقل رساندن هزينه اين اجناس، تجهيزات بايد در توالي فرآيند مطابق با P.F.D چيده شوند که تا حد امكان نزديك به هم قرار گرفته و در عين حال موارد مربوط به نيازهاي ايمني، احتياجات دسترسي، لوپ هاي لوله کشی مورد نياز جهت انعطاف پذيري در خطوط فشار بالا و دما بالا را برآورده سازند. ارتباطات موجود در يك واحد بر روي دياگرام فرآيند نمايش داده مي‌شود. در اولين مرحله، دياگرام بايد به گروه هاي كوچكتر تقسيم گردد. اين گروهها شامل يك مجموعه از تجهيزات مرتبط و كنترلها هستند كه به صورت يك سيستم جزئي در داخل يک واحد اصلي كار مي‌كنند. تجهیزات قرار گرفته در یک واحدبايد طوري آرايش يابند كه اقتصادي ترين مسير براي لوله‌كشي به وجود آيد و كل مجموعه طوري در محوطه کارخانه قرار گيرد كه اقتصادي ترين ارتباط بين سيستم‌هاي جزئي مربوطه برقرار گردد.

محدوديت هاي جانمايي كارخانه:

اين محدودیت ها در فاصله مورد نياز بين تجهيزات، پهناي مسير دسترسي، محدوديت هاي مربوط به فواصل ارتفاعي مناسب براي اپراتور و امكان نگهداري مي‌باشد. مقدار فواصل ايمني بين تجهيزات و ارتفاع مناسب آنها را در بخش بعدی خواهیم گفت.

فواصل بین تجهیزات:

Equipment spacing

وابسته به اینکه تجهیزات اثار امخرب عملکردی یا ایمنی دارند فواصل آنها طبق استادارد  انجمن بیمه آمریکا و IPSمشخص می شود که به شرح ذیل است

 

 

و اگر این دو تجهیز اثری روی هم نداشته باشند مثلا در یکی آب و در دیگری روغن باشد

فواصل پشت تا پشت آنها براساس عواملی همچون عبور جاده های مختلف بین آنها و یا عدم برخورد فونداسیون آنها باهم مشخص می شود.

ولی در نهایت حداقل فاصله پشت تا پشت نباید کمتر از 600 میلی متر باشد.

برای مشخص شدن دقیق این فواصل،طراح Plot plant بايد يك طرح ابتدايي و دستي از مسير لوله ها Piping routing study به منظور اثبات اينكه تجهيزات براي ارتباط هر چه بهتر لوله‌كشي جانمايي شده‌اند، تهيه نمايد. مسير لوله ها مي‌تواند مطابق آنچه روي دياگرام فرآيند  P.F.Dنشان داده شده است، روي طرح كلي آرايش Plot plan به وجود آيد. حال اگر چيدمان تجهيزات به گونه اي است كه باعث ايجاد يك مسير لوله طولاني و غير اقتصادي شده است، در صورت امكان تجهيزات مورد نياز را بايد جابجا نمودو سپس در آرايش Plot planفاصله بندي تجهيزات، نگهداري، ايمني، ساپورت بندي، انعطاف پذيري لوله‌كشي، خطوط آناليز تنش و نياز به plat form  ها ( تكيه گاه ها) است.

طراح بايد قبل از تائيد آرايش نهايي تجهيزات با يك مهندس فرآيند مشاوره نمايد و با داشتن اطلاعات در خصوص سايز لوله هاي خارج و يا وارد شونده به تجهيزات، فواصل توصيه شده بين لوله هاي خارج شونده و لوله هاي وارد شونده به تجهيزات را در حد مجاز نگه دارد. اين فاصله توصيه شده فضايmm  2200x900 بين پشت تا پشت لوله ها مي باشد كه در اين فضا، يك اپراتور به راحتي مي تواند بين تجهيزات حركت كند، البته در صورت نياز به تردد وسايل موتوري، فضا به4000XST4000 mm  تغيير مي كند.

برآورده ساختن نيازهاي فرآيندی تجهیزات:

اغلب اوقات تجهيزات بايد به منظور تأمين عملكرد مناسب فرآيند در موقعيت خاصي قرار گيرند مثلا براي کم کردن افت های فشار و یا تامین  ارتفاع اجباري لوله ها ویا ایجاد حرکت سیال در لوله بر اثر وزن  Flow gravity جهت صرفه جوئی در بکارگیری پمپ. بنابراين طراح بايد با اطلاعات مهندسي فرآيندی تجهیزات آشنا باشد، چرا كه دياگرام فرآيندي P.F.D به ندرت اين اطلاعات را در اختيار مي‌گذارد. توصيه مي‌شود كه طراح قبل از شروع به آرايش در مورد اين نيازمنديها با مهندس فرآيند و لوله کشی مشورت كند. شكل زیر نشان دهنده ای يك آرايش بر مبناي نياز به استفاده از حرکت سیال در لوله بر اثر وزن  (یعنی حذف شدن پمپ از مسیر) را نشان می دهد.

عملكرد مشترك:

تجهيزاتي كه نياز به توجه مستمر اپراتور دارند يا داراي تأسيسات و امكانات نگهداري مشابه هستند، بايد در يك فضا قرار گيرند. به عنوان مثال كمپرسورها عموما نياز به مراقبت 24 ساعته اپراتور دارند. همچنين كمپرسورهاي با دستگاه هاي چگالنده بخار، اغلب با كندانسور همان سطح مشترک هستند و در اتاق كمپرسوري قرار مي‌گيرند كه از امكان حمل و نقل ثابت و مشتركي (مانند يك جرثقيل سقفي متحرك) استفاده کنند. در اين آرايش غالبا تجهيزاتي كه احتياج به دسترسي اپراتورها دارند، در ارتفاع حداقل30/1 متر و حداكثر20/2 متر نسبت به زمين يا تكيه گاه قرار داده مي شوند.

تجهيزات لوله‌كشي پرهزينه‌تر مي‌باشند که استفاده از امكانات مشترك (مانند كندانسور سطحي، ساختمان و امكانات حمل و نقل) اختلاف قيمت را جبران خواهد كرد.

استفاده از چیدمان طبقاتی:

عموما، اغلب واحدهاي فرآيندي جديد در محدوده مكان موجود ساخته مي‌شوند. در نتيجه واحدهاي فرآيندي قديمي‌تر كه دستخوش توسعه بسياري

مي¬شوند، اغلب در آينده فضاي كافي را نخواهند داشت. اين مسئله مي‌تواند به عنوان يک مشكل براي آرايش‌هاي افقي محسوب شود. به هنگام طراحی و ساخت يك آرايش توصيه مي‌گردد كه بخش‌هايي از واحد در صورتي كه محدوديت فرآيندي وجود نداشته باشد، بر روي سازه‌هاي مرتفع قرار گيرند و تجهيزات مربوطه در نزديكي آنها قرار داده شوند. براي يك كارخانه در آرايش عمودي، تنظيمات را مي‌توان در سايز كلي سازه اعمال كرد و طبقات اضافي ايجاد نمود. به هنگام تنظيم آرايش جديد بايد به اين مورد توجه کافي شود که حداقل فضاي مورد نياز به نحوي كه نگهداري با مشكل روبرو نشود تأمين گردد.

 

سايزهای مختلف تجهيزات:

به طور ايده‌آل، انواع تجهيزات واحد فرآيند بايد هم سايز باشند ولي به هر حال اين مسأله به ندرت اتفاق مي‌افتد و طراح اغلب درگير با مسأله گنجاندن تجهيزات بزرگ و دست و پا گير در محيط با حفظ زيبايي واحد خواهد بود. به هر حال برخي فرآيندها به تجهيزاتي بزرگتر و با شكل نامأنوس‌تر (مانند يك مبدل در يك واحد تجزيه كاتاليتيكي سيال) نياز خواهند داشت، 

در چنين شرايطي، ابتدا طراح بايد تجهيزات بزرگتر را جانمايي كرده و ساير تجهيزات واحد را دور آنها جانمايي نمايد. صرفنظر از آنكه كارخانه به صورت يك آرايش افقي يا بر روي سازه‌ طراحي شود، طراح بايد پيش بيني هاي لازم جهت اپراتور و دسترسي جهت نگهداري را انجام دهد. البته طراح بايد تجهيزات مربوط به فرآيند را مورد بررسي قرار داده و بر اساس نيازمندي هاي آنها حين كار و نگهداري، طرح ريزي نمايد. براي مثال، برج هاي فرآيند بلند بايد در موقعيتي قرار گيرند كه امكان جابجايي تجهيزات داخلي آنها ميسر باشد، رآكتورها فضاي كافي جهت گذاشتن و برداشتن كاتاليست داشته باشند، جهت مبدل هاي پوسته و لوله فضاي لازم جهت بيرون آوردن اجزا موجود باشد و تجهيزات در فضاي مورد نياز جهت كارخانه در نظر گرفته شوند. تجهيزاتي كه نياز به سرويس حين كار مداوم يا زمان هاي توقف مشخص شده دارند، بايد از طريق راه هاي كمكي يا مسيرهاي دسترسي داخلي قابل دسترسي باشند. طراح پيش از شروع به جانمايي كارخانه و بر اساس مشخصات پروژه، نياز اپراتور به دسترسي و وسايل مورد نياز براي سرويس را در نظر مي گيرد.

امكانات زيرزميني:

امكانات زيرزميني متعددي وجود دارد كه مي‌تواند موقعيت تجهيزات را تحت تأثير قرار دهد. برحسب شرايط خاك، فونداسيون تجهيزات مي‌تواند به صورت گروهي يا تكيه گاه هاي مستقل باشد. فونداسيون هاي مستقل به فضاي بيشتري نسبت به فوندانسيون هاي گروهي احتياج دارند و بايد توجه لازم در جانمايي تجهيزات به نحوي به عمل آيد كه فضاي لازم بين فونداسيون تجهيزات بزرگتر وجود داشته باشد. در برخي موارد، تجهيزات را مي‌توان روي يك فونداسيون مشترك سوار كرد. در مورد تجهيزاتي كه الكتروموتور دارند، نبايد بر روي فونداسيونشان تجهيزات ثابت قرار داد. بر حسب مشخصات پروژه، كابل هاي برق و ابزار دقيق مي‌توانند رو يا زير زمين قرار گيرند. اگر زيرزمين قرار داده شوند، حين ايجاد كارخانه بايد فضاي كافي مد نظر قرار گيرد.

لوله‌كشي زيرزميني فاكتور ديگري است كه طراح بايد به هنگام جانمايي تجهيزات در نظر داشته باشد. اكثر واحدهاي فرآيندي به مجراي فاضلاب آب هاي روغني، مجراي فاضلاب باران، سيستم آب آتش نشاني، سيستم تخليه شيميايي، سيستم تامين آب خنك كن و برگشت آب خنک کن احتياج دارند که لوله کشي آنها بايد در زير زمين انجام شود. همچنين لوله کشي تجهيزات فشار بالا هم به دليل حصول ايمني بيشتر در زير زمين انجام مي شود. تمامي واحدهاي جانبي فوق نيازمند فضاي مناسب هستند که توصيه مي‌گردد طراح پيش از شروع به جانمايي تجهيزات، امكانات مورد نياز در زير زمين را بررسي نمايد.

 

شرايط آب و هوايي:

جانمايي تجهيزات مي‌تواند تحت تأثير شرايط آب و هوايي قرار گيرد. در مناطق بسيار سرد، تجهيزات بايد محصور باشند؛ اين عمل با محصور نمودن كل واحد به مانند شکل زیر يا به وسيله محصور نمودن هر گروه از تجهيزات (كمپرسورها يا پمپ ها) همانند آنچه در شكل بعدی نشان داده شده است، ميسر خواهد بود. در مورد محصور نمودن جداگانه گروه ها در صورتی که اقتصادی باشد مي‌توان تجهيزات را خارج از توالي فرآيند (PFD)  جانمايي كرد.

باد  مي‌تواند مكان تجهيزاتي چون كوره‌ها، كمپرسورها، اتاق هاي كنترل، برج هاي خنك كن و دودكش‌ها را تحت تأثير قرار دهد. با توجه به مسير باد غالب، كوره‌ها يا ساير تجهيزات احتراقي در مکان¬هايي واقع

 

 

مي گردند كه از تجمع گازهاي قابل احتراق ممانعت گردد. دود دودكش‌ها يا بخار برج هاي خنك كن نبايد در امتداد مسير محيط هاي كاري عمده (اتاق هاي كمپرسور، اتاق هاي كنترل و سازه‌ها) باشد.

 

 

جلسه هفتم

 

 سلام برهمه ای دوستان و همکاران ، امیدوارم پیروز و بهروز باشید

آغاز جلسه هفتم و انتهای طراحی Plot plan

سرفصل های قبلی عنوان شده:

-         معرفی پلات پلن و نقش ان در پروژه

-         انواع آن

-         مراحل ایجاد

-         نحوه تقسیم بندی

-         الزامات ها

-         و در جلسه پیش مباحث زیررا اضافه نمودیم  :

-         لوله كشي اقتصادي:

-         محدوديت هاي جانمايي كارخانه:

-         برآورده ساختن نيازهاي فرآيندی تجهیزات:

-         عملكرد مشترك:

-         استفاده از چیدمان طبقاتی در طراحی:

-         سايزهای مختلف تجهيزات:

-         امكانات زيرزميني:

-         شرايط آب و هوايي:

با توجه به اینکه احساس کردم که سمینار من تماما به اعداد و فواصل و الزامات گذشت و خودم را جای دوستان قرار داده که با یک ارتباط مجاز ی اینچنینی شاید روش  مناسب نبوده لذا یکبار دیگه به صورت مرور مطالب را خواهیم دید و سپس به نکات جانمای کردن تجهیزات بخصوص زیر خواهیم پرداخت:

امشب به نکات جانمای کردن تجهیزات بخصوص زیر خواهیم پرداخت:

به تصویر های بالا دقت کنید وهمانطور که گفته شد در چیدمان تجهیزات مسیر بستر لوله ها      (Piperack & sleeper way)

مهم بوده و واحدها به موازات آن چیده خواهند شد.

در تصویر بالا همه موارد و تجهیزات نمونه چیده شده اند ترتیب چیدن از وسط Piperack  به سمت چپ یا راست اول Asile way  (فضای خالی جهت تردد ) و سپس تجهیزات وسپس جاده دسترسی تعمیراتی

-  حداقل فاصله بين ابتدای تجهيزات تا بستر لوله که به عنوان یک راهرو(Aisle Way) که در تصویر به عنوان C5 آورده شده  بايد معادل 2300 ميلي متر باشد که این فاصله محل تردد پرسنل می باشد. لوله های که از روی Pipe rack به تجهیزات می روند باید بالای 2200 میلی متر باشند تا سرگیر نباشند.

-  حداقل فاصله Access Way بين تجهيزات اگر نياز به عبور و مرور اپراتور باشد، 1000 ميلي متر (C1) در نظر گرفته مي شود.

-  حداقل فاصله Access Way بين تجهيزات اگر نياز به عبور و مرور اپراتور نباشد، 760 ميلي متر(C7) و یا 600 (C1) در نظر گرفته مي شود.

-  کنار بستر لوله حتما بايد جاده در نظر گرفته شود که فاصله بين جاده تا اولين تجهيز حداقل 3 متر است.

با توجه به تصویر بالا حال نکته بعدی فواصل بین تجهیزات بود که بعد از بیان کردن الزام های مختلف در تعین و جانمایی آنها جاده ها نقش تعین کننده ای دارند.

 

گفته شد که برای تجهیزات سه ناحیه Piping side , maintenance  side , Access side   باید درنظر گرفت برای هر کدام از این ناحیه ها حداقل نکات ایمنی که باید در نظر گرفت :

-  امکان دسترسي جهت اطفاء حريق

-  امکان دسترسي جهت تعميرات و نگهداري و عمليات معمولي

-  امکان دسترسي جهت عمليات خاص براي قطع اضطراري سيستم در شرايط آتش سوزي

-  اطمينان از اين که تسهيلات اضطراري بحراني در معرض آتش سوزي قرار ندارند.

-  جداسازي منابع احتراق از منابع انتشار مواد قابل اشتعال

-  در تعيين فضاي اطراف تجهيزات مواردي چون ساپورت ها، شيرهاي کنترل و ايستگاه هاي آب آتش نشاني (در صورت نياز) نيز موثر هستند.

در نظر گرفتن نظريات و الزامات کدهاي NFPA، استانداردها و قوانين مربوطه براي حصول ايمني و جلوگيري از آتش سوزي و یادمان نرود که  Piping sideبه سمت Piperack خواهد بود.

 

در طراحی Plot plan در موارد فواصل بین تجهیزات گفته شد وبا روش و نحوه طراحی که تا کنون گفتیم ولی در مواردي که فاصله بين تجهيزات به طور قابل توجهي از مقادير بيان شده درجدول فواصل که در جلسه قبل ارائه شد ، کمتر باشد، معمولا جهت جبران اين موضوع، از تسهيلات ايمني اضافي مانند تسهيلات قطع و خاموش کردن اضطراري، تجهيزات ضدآتش، اسپري هاي آب و... استفاده مي شود. البته کاهش فواصل بين تجهيزات به پايين تر از مقاديردر جدول فواصل بايد با تاييد کارفرما انجام شود.

  موارد زير مي تواند موجب ايجاد تغییرات و انحراف از الزامات اوليه و بنيادي شود:

-     محدوديت هاي فيزيکي موجود در سايت

-     خطرات ويژه

-     الزامات مربوط به انعطاف پذيري در خصوص توسعه آينده کارخانه

-     توپوگرافي (نقشه برداري) و بادهاي غالب

-     ملاحظات محيطي

-     شرايط مکاني و موقعيت سايت

 

پمپ ها  

1-  پمپ ها بايد به صورت گروهي تعبيه شوند تا تعميرات و نگهداري آنها امکان پذير باشد.

2- بهترین جای قرارگیریشان در زیر Piperack می باشد.

3-  پمپ ها بايد طوري قرار داده شوند که خطوط مکش آنها کوتاه شود.

4-  پمپ­ها معمولا بايد در يک يا چند رديف زير و يا نزديک به بستر لوله قرار داده شوند. الکتروموتور پمپ بايد به سمت مرکز بستر لوله قرار گيرد.

5-  بعضي از پمپ ها مانند پمپ هاي با ستون خلاء تحتاني ممکن است نزديک به تجهيزاتي که قرار است از آنها مکش انجام شود، قرار گيرند.

10- مقدار فاصله Aisles بين رديف هاي پمپ ها بايد حداقل 3 متر باشد.

11- فضاي پيشنهادي مورد نياز براي پمپ ها 5/0 تا 0/1 متر در پهنا و 2 متر در فاصله مرکز تا مرکز است. (رنج 5/1 تا 0/3 متر قابل قبول است)

12- قرارگيري پمپ شيميايي کوچک، پمپ هاي همراستا و پمپ هاي تزريق هم از قوانين بالا براي فضاي مورد نيازشان تبعيت مي کنند.

کمپرسورها  

1-  با توجه به اين که اصولا چندين کمپرسور بزرگ در يک واحد قرار دارند، قرار دادن نواحي مربوط به نگهداري، تعميرات و اپراتوري آنها در يک منطقه اقتصادي تر خواهد بود.

2-  جهت قرارگيري کمپرسورها بايد با توجه به تجهيزات اطراف انتخاب شود تا از بروز نقايص مکانيکي جلوگيري شود.

3-  دسترسي به سيستم اطفاء حريق بايد حداقل در دو طرف ساختمان کمپرسور امکان پذير باشد.

4-  در صورت نياز به Inter-Cooler و Knockout Drum در ناحيه کمپرسور، نبايد محدوديتی در دسترسي به سيستم اطفاء حريق و منطقه تعميرات و نگهداري کمپرسور ايجاد شود.

5-  کمپرسورها بايد از آتش سوزی در امان باشند.

6-  جهت سهولت تعميرات و نگهداري، کمپرسورها بايد نزديک به يک راه دسترسي نصب شوند.

7-  بعد از کمپرسورها، بايد فضاي کافي براي لوله کشي هاي گوناگون و نيز تجهيزات کمکي کمپرسور مانند مخزن مکش و نيز Intercooler در نظر گرفته شود.

8-  کمپرسورها بايد به گونه­اي تعبيه شوند که افت فشار در طرف مکش آنها به حداقل برسد.

9-  از آنجايي که مقدار بسيار زيادي کابل کشي الکتريکي و ابزار دقيقي براي يک کمپرسور نياز است، تا حد امکان کمپرسورها بايد نزديک به اتاق کنترل و پست فرعي تعبيه شوند.

10-          بايد فضاي کافي اطراف يک کمپرسور جهت تعميرات و نگهداري در نظر گرفته شود.

برج ها  و راکتورها

در محوطه يك (Tower) برج، نشان داده شده در شكل زیر Tower و دستگاه هاي وابسته مانند Drum و مبدل هاي حرارتي، نزديك Pipe rack اصلي قرار داده مي‌شوند و سرويس دهي  به آنها از طريق جاده كمكي خواهد بود.

در اطراف رآکتور بايد فضاي کافي جهت ذخيره و استفاده از کاتاليست (تازه و مصرف شده)، مواد شيميايي، هيدروژن، نيتروژن و... وجود داشته باشد. در مواردي که براي دسترسي احتياج به عبور و مرور وسايل نقليه باشد، بايد فضاي کافي جهت اين مورد وجود داشته باشد.

 

1-  برج ها بايد در مجاورت و نزديکي تجهيزات فرآيندي مربوطه مانند کندانسورهاي بالاسري، دريافت کننده هاي بالاسري، Re boiler و ... قرار داده شوند.

2-  جايابي و قرارگيري برج بايد با در نظر گرفتن مسير انتقال و روش نصب بررسي شود.

3-  بايد فضايي مناسب براي جمع کردن و جداکردن قطعات داخلي برج مانند سيني­­ها، تجهيزات زداينده رطوبت و... در نظر گرفته شود.

4-  در جايي که قرار است 2 و يا تعدادي بيشتر برج نصب شوند، خطوط مرکزي آنها بايد به موازات Pipe rack تنظيم شود، البته در مواردي که قطر برج ها کوچک باشد ممکن است که برج ها به صورت گروهي قرار گيرند و نسبت به Pipe rack در وضعيت عمودي باشند.

5-  برج ها و Drum بايد بر اساس خط مرکزي آنها تعبيه شوند.

6-  در برج هايي که نسبت طول به قطر از30 بيشتر باشد به سازه هايي جهت ساپورت کردن احتياج است. البته قابل به ذکر است که طراحي برج بر اساس نظر کارفرما انجام مي شود.

 

چیدمان مبدل هار حرارتی

مبدل هاي حرارتي  

1-  مبدل هاي حرارتي بايد نزديک به Vessel و تجهيزات مربوطه به آنها قرار داده شوند. بعضي تجهيزات مانند Bottoms Coolers بايد در فاصله دورتري از Vessel قرار گيرند.

2-  فاصله افقي بين بدنه مبدل هاي حرارتي و نيز بين مبدل هاي حرارتي و تجهيزات اصلي بايد حداقل 0/1 متر از هر طرف در نظر گرفته شود.

3-  در جايي که تعدادي مبدل حرارتي در کنار هم قرار دارند، معمولا بايد خط مرکزي نازل هاي آنها هم تراز و موازي باشد.

4-  لوله کشي اطراف مبدل هاي حرارتي و تجهيزات مربوطه آنها در سرويس هاي فشار بالا و دما بالا بايد به گونه اي باشد که انعطاف پذيري مناسبي در برابر تنش هاي حرارتي فراهم شود.

5-  در اطراف مبدل هاي حرارتي بايد فضاي کافي جهت نصب ايمن، آچارکشي آسان و بيرون کشيدن Tube Bundle وجود داشته باشد.

6-  در مواردي که از پره هاي هوايي استفاده مي شود، طول واحد بر اساس اين پره ها تعيين مي شود. پره هاي هوايي نبايد در نزديکي کوره ها نصب شوند.

7-  در جايي که مبدل هاي حرارتي هواخنک روي بسترهاي لوله و يا روي سازه هايي نصب مي‌شوند، بايد فضاي کافي در اطراف آنها جهت تعميرات و نگهداري در نظر گرفته شود.

8-  با توجه به اين که دماي اتمسفر در سمت مکش، مبناي طراحي مبدل هاي حرارتي هوا خنک است، بايد از ورود هواي داغ ناشي از تجهيزات دمابالا به داخل مبدل هاي حرارتي هواخنک جلوگيري شود.

9-  مبدل هاي هواخنک نصب شده در يک واحد بايد به صورت هم سطح نصب شوند، مگراينکه خيلي از هم متمايز باشند و يکي از آنها قادر به مکيدن هواي تخليه شده از ديگري نباشد. 

10-           Re boiler نوع  Thermo siphonبايد بعد از Vessel مربوطه به آنها تعبيه شوند.

Vessels & Drums  

6- Vessels & Drums  اصولا تا حد امکان نزديک به تجهيزات مربوط به آنها قرار داده مي شوند.

7- Drum  افقي نزديک به بستر لوله قرار داده مي شوند به صورتي که خط مرکزي افقي آنها در زاويه قائمه نسبت به بستر لوله باشد.

8- Drum  عمودي در مجاورت و نزديکي تجهيزات عمودي مربوطه قرار داده مي شوند و خطوط مرکزي آنها بايد هم تراز خط مرکزي تجهيزات ذکر شده باشد.

 

تجهيزات آتشي  :

1-   کوره ها و بويلرها بايد در سمتي نصب شوند که رو به جهت باد غالب است تا به اين ترتيب از تماس آنها با گازهاي آتشگير نشتي (هيدروکربن سبک) جلوگيري شود.

2-   فضاي کافي براي تعميرات و نگهداري لوله هاي کوره ها بايد در نظر گرفته شود. بر اساس استاندارد IPS-E-El-110 و دسته بندي نواحي پرخطر، تجهيزات آتشي نبايد در ناحيه Class I, Division 2 نصب شوند.

3-   در جايي که مسائل اقتصادي و تجربي حاکم باشد، تجهيزات ايزوله آتشي ترجيحا بايد به صورت گروهي نصب شوند. در مواردي که از يک دودکش معمولي استفاده مي شود، سيستم ايزولاسيون و يا موانع مناسبي در مسير مجراهاي مربوطه تا دودکش تعبيه مي شود.

4-   هيترها بيشتر در نزديکي لبه ناحيه فرآيندي تعبيه می شوند، به اين ترتيب فضاي بيشتري براي تعميرات و نگهداري لحاظ مي شود و هيتر از ساير تجهيزات اطراف آن ايزوله مي شود. در حال حاضر در بسياري از موارد داشتن دودکش هاي بلند ضروري است. با توجه به قيمت بالا و سايز حداقل، مي توان از يک دودکش بلند براي همه هيترها استفاده کرد، که اين موضوع مي تواند فاکتور مهمي در حل مسائل مربوطه در طراحي شود.

5-   نواحي بيرون کشيدن Tube نبايد با راه هاي دسترسي اصلي و يا نواحي فرآيندي ديگر تداخل داشته باشد.

6-   در محوطه اطراف و همچنين در زير Fire Heater بايد سيستم تخليه مناسب تعبيه شود.

7- بر اساس الزامات طراحي فرآيند، ممکن است که تجهيزات آتشي در فاصله 15 متري از يک منبع پرخطر تعبيه شوند.

 

مخازن و Vesselهاي ذخيره:

1) جانمايي، چيدمان و فاصله گذاري مخازن و Vessel ذخيره با توجه به الزامات زير انجام مي شود:

-  مخازن بايد به گونه اي نصب شوند که با ايجاد گردش آزاد هوا بتوانند باعث آزاد شدن بخارهاي موجود تا حد امکان شوند.

-  مخازن بايد در رديف هاي حداکثر دوتايي چيده شوند و هر مخزن بايد نزديک به يک جاده و يا راه دسترسي باشد.

-  در هر طرح بايد سيستم آب آتش نشاني تعبيه شود، در غير اين صورت الزاماتي که بايد رعايت شوند بسيار دقيق و سخت خواهند شد.

-  حداقل فاصله بين مخازن تا مرزها و يا بين مخازن تا ديگر تسهيلات بايد بر اساس آخرين ويرايش کد NFPA 30 "کد مواد قابل احتراق و سوختني" طراحي شود.

-  کنترل اشاعه و پراکندگي ذرات منتشر شده بايد توسط حصار خاکريز انجام شود. حجم خاکريزها بايد بر اساس NFPA 30 تقسيم بندي شود. چيدمان و طراحي خاکريز بايد بر اساس  NFPA 30

طراحي فرآيندي براي ذخيره و انتقال سيال گاز و مايع

  الف) Doom roof tanks  قطر مخزن

  ب) مخازن کروي يا شبه کروي    قطر مخزن

  پ) Doom roof tanks and spheres or spheroids  قطر مخزن

-  در خصوص مخازن ذخيره اتمسفريک طراحي شده براي 20 کيلوپاسکال و يا کمتر که حاوي سيالات قابل احتراق و اشتعال باشند، موارد زير وجود دارد:

الف) مخازن حاوي نفت خام و يا ذخاير با نقطه اشتعال پايين بايد در مناطقي دورتر از واحدهاي فرآيندي، خطوط خاص و مناطق پر تجمع انساني قرار گيرند. 

ب) حداقل فاصله بين مخازن اتمسفريک تا مرزها و يا ديگر تسهيلات در جدول فواصل جلسات قبلی ارائه شد.

پ) مخازن حاوي نفت خام و ذخاير با نقطه اشتعال پايين بايد حداکثر در 2 رديف نصب شوند. هر مخزن بايد نزديک به يک راه و يا جاده دسترسي باشد.

ت) مخازن حاوي ذخاير با نقطه اشتعال بالا، بايد حداکثر در3 رديف قرار داده شوند و هيچ مخزني در اين حالت نبايد بيشتر از يک رديف از يک جاده و يا راه دسترسي فاصله داشته باشد.

ث) حداقل فاصله بين مخازن ذخيره اتمسفريک در جدول فواصل جلسات قبلی ارائه شد.

ج) حصار خاکريز بايد طوري تعبيه شود که پراکندگي ذرات منتشر شده را کنترل کند. طراحي و چيدمان خاکريز بايد بر اساس الزامات NFPA30 و استاندارد IPS-C-ME-100 انجام شود. در صورتي که هرگونه تناقضي بين کد NFPA 30 و استاندارد ذکر شده وجود داشته باشد، الزامات کد NFPA 30 تعيين کننده خواهد بود.